السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

40

تفسير الميزان ( فارسي )

متفرع بر امر ديگرى غير از ذات نمىشوند ، و ليكن يك قسم از شنوايى و بينايى و دانايى هست كه از صفات فعل و خارج از ذات هستند ، و آن شنوايى و بينايى و دانايى است كه ثبوتش موقوف بر تحقق متعلق است ، نه بر ذات مقدسش ، نظير « خلق » ، « رزق » ، « احياء » و « اماته » ، كه متوقفند بر وجود « مخلوق » ، « مرزوق » ، « حى » و « ميت » . و چون نفس موجودات و عين آنها مملوك و محاط او است پس بايد گفت : موجودى كه از نوع اصوات است هم سمع خدا و هم مسموع او است ، هم چنان كه موجودى كه از مقوله نور و رنگ است هم بينايى خدا است و هم مبصر او است ، و اين دو مقوله با ساير موجوداتى كه از مقوله هاى ديگرى هستند ، همه ، هم علم خدايند و هم معلوم او . و اين نوع علم از صفات فعل خدا است كه با تحقق فعل او متحقق مىشود نه قبل از آن ، و لازمه اين حرف يعنى تحقق صفتى در خداى تعالى بعد از فعل نه قبل از آن ، اين نيست كه در ذات پروردگار منزه از تغير ، تغييرى پديد آيد ، و در حالى فاقد صفتى و در حال ديگرى واجد آن شود ، زيرا گفتيم اين گونه صفات يعنى امثال خلق و رزق و اماته و احياء و علم به مخلوقات ، صفات فعلند ، و از مقام فعل تجاوز نكرده و ربطى به مقام ذات او ندارند . پس آيه شريفه در مقام اين است كه با استنتاج علم از ملك ، علم فعلى خدا را اثبات كند ( دقت فرمائيد ) . بنا بر اين آيه مورد بحث يعنى * ( « وَلَه ما سَكَنَ فِي اللَّيْلِ وَالنَّهارِ » ) * به منزله مقدمه اى است براى حجتى كه در آيه قبل اقامه شد ، زيرا حجت بر معاد گر چه با جملات * ( « قُلْ لِمَنْ ما فِي السَّماواتِ وَالأَرْضِ قُلْ لِلَّه كَتَبَ عَلى نَفْسِه الرَّحْمَةَ » ) * تمام بود . و ليكن از آنجايى كه شنونده با نظر بدوى و ساده به اين معنا منتقل نمىشود كه ملك خداى تعالى نسبت به موجودات مستلزم علم نسبت به آنها است و ملكش نسبت به مسموعات ( اصوات و اقوال ) مستلزم شنوايى او نسبت به آنها است ، از اين رو مجددا مالكيتش را نسبت به آسمانها و زمين تكرار نموده و خاطر نشان ساخته كه اين مالكيت مستلزم شنوايى و دانايى است . و لذا جمله * ( « وَلَه ما سَكَنَ فِي اللَّيْلِ وَالنَّهارِ » ) * را كه در حقيقت همان مالكيت آسمانها و زمينى است كه در آيه قبل بود اضافه كرد و روى اين حساب بود كه گفتيم آيه مورد بحث به منزله مقدمه اى است كه حجت آيه قبلى را توضيح داده و تتميم مىكند . و اين آيه شريفه - صرف نظر از اينكه ما نتوانستيم حق آن را ادا كنيم و ادا كردنى هم نيست - از جهت معنا يكى از لطيفترين آيات قرآنى و از جهت اشاره و حجت دقيقترين و از جهت منطق رساترين آنها مىباشد .